
بعد از مدتی که وبلاگم در سایت کارگاه دچار اشکال فنی شد مدتی وبلاگ نداشتم تا این که بامهدی تصمیم گرفتیم اولین وبلاگ زن و شوهری را راه اندازی کنیم! بلاخره ما هم تو یه چیز اول شدیم!
این 2 عکسی که اینجا می بینید مربوط به بهار امسال است که به هوای مراسم مذهبی به ابیانه رفته بودیم که خبری نبود و تقریبا کنف شدیم! عکسی که از بچه ها است را من گرفتم و عکسی که از من گزفته شده را مهدی گرفته.وقتی عکسمو نشون داد خیلی حال کردم و فکر می کنم بهترین عکسی است که موقع عکاسی دارم.ضمن این که من اصلا نفهمیدم داره ازم عکس می گیره!

همیشه دنبال راههایی هستم که راحتتر با آدمها رابطه بر قرار کنم.این تازه یکی از اون راههاست.جدای این که من قطعا دوستان جدیدی پیدا می کنم رابطه ام با دوستان و همکارام پیوسته تر می شه و این منو راضی می کنه.
درباره این دو عکس هم فقط همین رو بگم که هیچ وقت عکس دوتا عکاس از یک موضوع مثل هم نیست.هر عکس با دنیای عکاسش می امیزه و شکل می گیره و تفاوت عکسها هم در تفاوت دنیاهاست.
از یلدای خوبم به خاطر این که من رو به راه اندازی این فتو بلاگ مشترک واداشت و از علیرضای عزیز به خاطر در اختیار گذاشتن فضا متشکرم.