زنان جنگ
IMG_3419.jpg
درباره مردهای جنگجو و به شهادت رسیده زیاد نوشته شده است .شاید بد نباشد اگر کمی به زنهای آنها بپردازیم.در جنوب لبنان به خانه هر شهیدی که می روم تعداد زیادی زن می بینم که به یک عکس خیره شده اند.برادر-پسر-شوهر یا نامزد .مهم این است که این مردها دیگر به خانه برنخواهند گشت و این زنها باید زندگی جدیدی را آغاز کنند.اول از همه باید با مسائل عاطفی و جنبه احساسی قضیه کنار بیایند و جلوی بچه ها و دیگر افراد خانواده بی تابی نکنند و خود را حفظ نمایند.بعد از آن باید به بچه ها بپردازند و همه چیز را به تنهایی حل و فصل کنند.خیلی هایشان دفعه آخری را که شوهرشان را دیدند خوب به یاد دارند و لحظه به لحظه اش را برایتان تعریف می کنند.بچه ها به پدرشان چسبیده بودندو نمی گذاشتند برود .اینقدر نگهش داشتند تا اشکش در آمد.انگار می دانست آخرین بار است.بعضی از این زنها با برادر شوهر مجرد یا زن مرده خود ازدواج می کنند و این بیشتر برایشان یک واقعیت است تا انتخاب.زنی را دیدم که بعد ازشهادت شوهرش با برادر شوهر خود ازدواج کرده بود و اکنون شوهر دوم هم شهید شده بود! کلا شش بچه داشت از هر دو.می گفت : ازدواج دومم به خاطر ثواب بود . این زن که نامش را نمی دانم همسر یکی از شهدای حزب الله است که در یکی از مناطق مرزی در مواجه رو در رو با ارتش اسراییل به شهادت رسیده است.زمانی که با بقیه اعضای خانواده به محل شهادت همسرش رفتیم .گفت من نمی آیم.تحملش را ندارم.به او گفتم اگر پسرش هم بخواهد به جنگ با اسراییل برود او اجازه خواهد داد؟ گفت البته.این راه خداست .همه مان می میریم و چه چیزی بالاتر از شهادت.این عکس را موقع غروب آفتاب از او گرفتم.حواسش به من نبود.در خانه اش هم کاملا خیره بود.سر مزار شوهرش هم حواسش نبود.قرآن را باز کرده بود و می خواند. اما ناگهان قطع می کرد و خیره می شد .خیره به شعاعهای طلایی آفتاب. نوشته و عکس یلدا معیری
هیچ نظری برای این مطلب وارد نشده است!
:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.